بهاء الدين محمد بن شيخعلي الشريف اللاهيجي

404

تفسير شريف لاهيجى ( فارسى )

قاعده آن بود كه هر گاه شخصى متكلم بكلمهء ظهار ميشد زن بر او حرام مؤبد مى گرديد و گويند كه اول ظهار كه در اسلام واقع شد ظهارى بود كه اوس بن صامت انصارى از روى غضب با زن خود خوله بنت ثعلبهء خزرجيه كرد و بعد از آن نادم شده بخوله گفت كه حرام شدن زن بظهار قاعدهء اهل جاهليت بود و بالفعل حق تعالى ما را با سلام منت نهاده بايد كه به خدمت حضرت رسالت پناه صلّى اللَّه عليه و إله بر وى و از حقيقت اين مقدمه سؤال كنى پس خوله بفرمودهء زوج خود اوس به ملازمت حضرت آمده گفت يا رسول اللَّه اوس بن صامت شوهر من و پسر عم منست و با من ظهار كرده گفت « انت على كظهر امى » و اين قول در زمان جاهليت باعث حرمت ميكرديد اين زمان كه علم اسلام ارتفاع پذيرفته درين چه ميفرمائيد ؟ و چون درين باب از جانب اللَّه حكمى بر پيغمبر خداى تعالى صلوات اللَّه عليه و آله نازل نگشته بود ساكت گرديد پس خوله در مقام تضرع و زارى در آمده و بخداى تعالى ناليد و گفت « اللهم انى اشكو اليك فاقتى و وحدتى فانزل على لسان نبيك ما فيه خلاصى » يعنى بار خدايا بدرستى كه من عرض ميكنم بجناب تو درويشى و پريشانى و بيكسى خود را پس بر من رحم كن و نازل كن بر زبان پيغمبر خود آنچه را كه در آن خلاصى من باشد بعد ازين حقتعالى اين آيه را نازل گردانيد : قَدْ سَمِعَ اللَّهُ قَوْلَ الَّتِي تُجادِلُكَ بتحقيق شنيد خداى تعالى سخن آن زنى را كه مجادله ميكرد يعنى گفتگو ميكرد با تو اى محمد فِي زَوْجِها در حق شوهر خود و عرض حال خود مينمود وَ تَشْتَكِي إِلَى اللَّهِ و شكايت ميكرد از فقر و درويشى و بيكسى خود بسوى خداى تعالى وَ اللَّهُ يَسْمَعُ تَحاوُرَكُما و خداى تعالى ميشنود گفتگوى شما را با هم از اين آيه معلوم مىشود كه مجادله در آيه سابقهء بمعنى محاوره و گفتگوست نه جدال و نزاع إِنَّ اللَّهَ سَمِيعٌ بَصِيرٌ بدرستى كه خداى تعالى شنوا و بيناست بدون آلت شنوايى و بينايى مر اقوال و افعال شما را و بعد ازين بطريق استيناف كه گوئيا سائلى سؤال مىكند كه چون شنيدى گفتگوى ما را پس چيست حكم درين باب ؟ ميفرمايد كه